ميرزا محمد حيدر دوغلات

120

تاريخ رشيدى ( فارسي )

زمان از وى پادشاهى عظيم‌تر نبود . بعد از وفات وى 315 مردم او روى در « 1 » انحطاط آورده و خلق كثير به گراى خان و جانى بيگ خان قزاق كه مذكور شده است ملحق گشته بودند . ميان گراى خان و جانى بيگ خان و فرزندان ابوالخير خان [ عداوت قديم عظيم مىبوده و از اين جهت فرزندان ابوالخير خان را ] « 2 » بر خوانين مغول نيز عداوت شد ، چه خوانين « 3 » مغول مربى گراى خان و جانى بيگ خان بودند . بعد از ابوالخير خان [ مردم او بر سر پسر بزرگتر ، بروج اوغلان ] « 4 » 316 جمع شده بودند . چون گراى خان و جانى بيگ خان « 5 » ( 56 پ ) قوت تمام گرفته بودند و اين بروج اوغلان از ايشان دورى مىجست ، در حدود تركستان مىبود . چون خبر آمدن مغول را تركستان شنود ، بعد از تحقيق كردن كه يونس خان در قراتوقاى « 6 » است ، وى ايلغار به سر اردوى خان كرد . قضا را آن روز تمام خلايق به شكار به « 7 » آن طرف آب سيحون گذشته بودند از روى يخ . چاشتگاه بود بروج‌اوغلان رسيد ، اردوى خان خالى . تمام لشكر او بيست « 8 » هزار بودند و مغول در آن زمان شصت هزار خانه وار بود . فرود آمدند ، هر كس به خانه بىخداوند خانه « 9 » شد و بروج اوغلان در اردوى خان نزول فرمود . به اخذ اموال و تحقيق آن مشغول شد و هر كس در خانه بدين مهم اشتغال مىنمودند . يونس خان در شكار بود كه به خان اين خبر رسيد . خان شكار را گذاشت و متوجه اردو شد و به جمع ساختن لشكر مقيد نشد . چون به كنار آب رسيدند ، آب يخ بسته بود و اردوى خان در كنار آب بود . چون خان رسيد ، خان خود نفير مىتوانست نواخت ، چنان كه هيچ كس در آن زمان مقدار خان نفير نمىتوانست نواخت . همه مردم آواز نفير خان « 10 » را « 11 » مىشناختند . خان با شش كس كه يكى از آن شش توغچى بود رسيد . خود نفير كشيده از آب « 12 » تاخته گذشت . هر اوزبكى كه به خانه « 13 » فرود آمده بود ، زنان او را

--> ( 1 ) . نت : - در . ( 2 ) . نب : - عداوت قديم . . . را . ( 3 ) . نت : خواتين . ( 4 ) . نب : - مردم او بر سر . . . اوغلان . ( 5 ) . نت : - بودند بعد از . . . خان . ( 6 ) . نت : قراتوى . ( 7 ) . نت : - به . ( 8 ) . نت : دويست . ( 9 ) . نت : - خانه . ( 10 ) . نت : مردم نفير آواز خان . ( 11 ) . نب ، نت : دا . ( 12 ) . نت : آب گذشته / نگ : يخ . ( 13 ) . نت : خان .